سيد احمد تمجيد السلطان تفرشي حسينى

52

روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران ( فارسى )

زده و هستند . ديگر نمىدانم پولتيك چه اقتضا نموده است كه اين قسم نموده‌اند . خداوند ان شاء اللّه ماها را حفظ فرمايد و بر ما فقرا رحم فرمايد . تا امروز كه مىگويند اعليحضرت همايونى از اندرون بيرون تشريف نياورده‌اند و كمردرد باقى است . شنيدم ديروز پسر برادر سيد على آقا با قرآن بيرون آمد و درب مدرسه ايستاد و به سربازها گفته بود اين مگر قرآن نيست ! شما چرا حمايت اين بابيها را مىنماييد و دور ما را احاطه نموده‌ايد . يك نفر از سربازها گفته بود مگر در قرآن نوشته شده است جوان به آن خوبى را در ميدان توپخانه ريزريز و قطعه‌قطعه نماييد . شماها خودتان را مسلمان مىدانيد و اهالى مجلس را بابى و كافر . برو ! برو ! [ 61 ] [ قانون اساسي در نجف ] از قرارى كه يك نفر از وكلا اظهار مىداشت و نقل نمود آقا بالا خان سر . . . « 1 » در چندى قبل به عتبات مشرف شد و قانون اساسى را همراه برده بوده است . تفصيل رفتن او از اين قرار است دو سه ماه قبل به‌عنوان سركشى به دهات خودش از طهران حركت مىكند . اول مىرود كردزار كه يك دانگ او را تازه خريدارى كرده يعنى وقف اولاد ذكور بوده و اين خريده است و با پدر چاكر شريك الملك شده . يك شب در كردزار مانده و از آنجا به ساوجبلاغ رفته - در آنجا هم ملكى دارد . يك‌مرتبه منتشر شد كه آقا بالا خان فرارا به عتبات رفت . الغرض - « 2 » به اين مقصود كه قانون اساسى را نشان علماى نجف بدهد . شايد ايرادى از او بگيرند . مىرود نجف و قانون اساسى را نشان حضرت حجة الاسلام حاجى ميرزا حسين حاجى ميرزا خليل مىدهد كه ملاحظه بفرماييد اين قانون را مجلس نوشته است ! موافق قانون مطهره هست يا خير ؟ مىفرمايند بگذاريد بايد درست دقت و رسيدگى نمود . بعد از چند روزى

--> ( 1 ) . جاى دو يا سه كلمه سفيد است . ( ظاهرا مراد آقا بالا خان سردار است و مىخواسته است فحشى در حق او بنويسد ) . ( 2 ) . اصل : القرض .